جک و لطیفه های خنده دار و بامزه

حیف نون زنگ می زنه به
مخابرات می گه: آقا ببخشید سیم تلفن ما خیلی بلنده، اگه می
شه لطف کنید از اون طرف یه کم بکشیدش!…






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




حیف نون از همسرش می پرسه:
از ازدواج با من مثل سگ پشیمونی یا مثل خر کیف می کنی؟






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




از حیف نون می پرسن این شعر
از کیه؟ "سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز"
می گه نمی دونم یه راهنمایی بکنید…
می گن اسم شاعر توی خود شعر هست.
می گه: آهان فهمیدم، جواد نکونام!






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




اولی: بگو ببینم، اگه توی
خیابون یه نفر یه حیوانی رو گرفته و داره می زنه، و من برم
جلو و از این کارش ممانعت کنم، به این کار چی می گن؟
دومی: حس برادری!






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




یه روز کاغذ می خوره تو سر
حیف نون. حیف نون جا در جا می میره!
کاغذ رو بر می دارن نگاه می کنند، می بینن توش نوشته: "دو
تا آجر"!






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




حیف نون می میره، قحطی جوک
میاد!






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




زوجی بر سر یک چاه آرزو
رفتند، مرد خم شد، آرزویی کرد و یک سکه به داخل چاه انداخت.
زن هم تصمیم گرفت آرزویی کند ولی زیادی خم شد و ناگهان به
داخل چاه پرت شد.
مرد چند لحظه ای بهت زده شد بعد لبخندی زد و گفت: "این چاه
واقعا کار می کنه!"






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




آقای دست و دلباز بعد از
بیست سال می ره مغازه کفش فروشی می گه: "ما باز هم مزاحم
شدیم!"






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




حیف نون هنوز در گیره که چرا
خواهرش دو تا برادر داره، خودش یکی!






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




حیف نون تو اتوبوس کبریت می
خواسته، به بغل دستیش می گه:
– اسمت چیه؟
– همایون.
– به به، شغلت چیه؟
– زنبوردار.
– به به، کجا می ری؟
– اهواز.
– عجب جایی! کبریت داری؟
– نه.
– نه و نکمه! با اون اسمت، مردک پشه باز، تو این گرما سگ
می ره اهواز که تو می رى؟






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




یه آقایی می ره هارد بخره می
گه هارد ۳۲۰ می خوام. حیف نون هارد ۱۶۰ واسش میاره. آقاهه
می گه: گفتم ۳۲۰. حیف نون می گه ناراحت نشو، جنسش خوبه جا
باز می کنه.






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




یه روز یه پسره به دختره می
گه با من ازدواج می کنی؟
دختره می گه نه!
و پسر یک عمر با خوبی و خوشی زندگی می کنه!






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




حیف نون خوابیده بوده، میان
بیدارش کنن می بینن پین کد (Pin Code) می خواد!






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




به حیف نون یه انگشت نشون می
دن می گن این چندتاست؟ می گه یکی.
بعد ده تا انگشت بهش نشون می دن می گن این چندتاست؟ می گه:
وای! چقدر یک!






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




حیف نون از کنار جن رد می شه
جن می گه بسم الله این چی بود؟






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




حیف نون خرش می میره، مردم
می گن بریم برای شوخی بهش تسلیت بگیم.
وقتی می رن حیف نون می گه: اصلا فکر نمی کردم خر من این
همه فامیل داشته باشه!






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




صبح زلزله حیف نون و دوستش
رسیدند به هم.
حیف نون گفت: دیشب زلزله بیدار بودی؟
دوستش گفت: نه، صبح فهمیدم.
حیف نون گفت: توی روزنامه خوندی یا رادیو گفت؟
دوستش گفت: نه، یه هزاری تو جیبم بود، صبح دیدم پول خورده!






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




اگه گفتین حیف نون به قرمز
کم رنگ چی می گه؟
قرمز آسمانی!






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘



 


حیف نون قهرمان شنا می شه،
ازش می پرسند: از کجا شروع کردی؟ می گه: از زمین خاکی!

 




◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘


 

گدا: آقا تو رو خدا به من
هزار تومن بدین برم ناهار بخورم.


یارو: پول نمیدم، ولی بیا
بریم برات یه پرس غذا بگیرم.


گدا: نه نخواستم، امروز واسه
هزار تومن تا حالا شیش بار ناهار خوردم!

 






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




 


از استاد تاریخ پرسیدن عشق
چیست؟ …


گفت : سقوط سلسله ی قلب جوان.

 






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




داشتم توی یک جاده می رفتم
که چشمم خورد به یه تابلو که روش نوشته بود:


دوست داشتن دل می خواهد نه
دلیل…

 






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




 


غضنفر از ژاپن برمیگرده. بهش
میگن اونجا مشکل زبان نداشتی؟


میگه: من نه، ولی ژاپنی ها
چرا…

 






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




 


قطعه ای از شاهکار ادبی
غضنفر : شب بود و خورشید به روشنی می درخشید پیرمردی جوان
یکه و تنها با خانواده اش در سکوت گوش خراش خیابان قدم
زنان ایستاده بود.

 






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




 


یه روز سه تا دیوونه رو می
اندازن تو یه اتاق دو تاشون مى رقصن، یکیشون هم میگه:


سبز – آبى – قرمز


ازش می پرسن چرا این جورى می
گى؟ میگه من رقص نورم!

 






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




 


به غضنفر میگن یه موجود نام
ببر میگه : آب جوش میگن آب جوش که موجود نیست میگه


والا من از تبریز که میومدم
تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است!

 






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




 


من واقعا فرمول دقیقی برای
موفقیت، نمی‌شناسم ولی فرمول شکست را به خوبی می‌دانم، و
آن اینست: «سعی کنید همه را راضی نگه دارید»

 






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




 


دوست دارم یه عالمه اندازه
یه قابلمه من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم


یه لنگه کفش تو دستم
منتظرتوهستم.

 






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




 


از دست زمانه تیر باید بخوری


دائم غم ناگزیر باید بخوری


صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو
نیست


بچه تو هنوز شیر باید بخوری

 






◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘




 


کاش در کتاب قطور زندگی سطری
باشیم ماندنی، نه حاشیه ای از یاد رفتنی…


پاسخی بگذارید